دور شدن از تو سخته...دور شدن از تو که همیشه تو جاده واسه رسیدن بهت کیلومتر شماری می کنن. به توئی که وقتی داری از سفر برمی گردی وقتی اولین علائم شهر رو می بینی،احساس می کنی بعد از این همه سفر چقدر شهرتو ، خونتونو دوست داری. دور شدن از آدم خوب های این شهر، با کیف و دفتر و مانتوی نو برای سال جدید فقط به خاطر اینکه دانشگاه سراسری روزانه رشته ای که دوست داشتی قبول شدی... سخته! باور کن سخته!
تصمیمو گرفتم! من این شهر رو با تمام کثیفی هاش دوست دارم!
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 22:2  توسط پرنیان
|
